سلام رفیقانم. سپاسگزارم از این که آمدید و خواندید و بر این غزلواره بنا به بضاعت من و سلیقه ی خود نامی نهادید حتی آن عزیز ذوجنسیتینی که نوشت ـ اسمشو بذار عمه قزی دور کلاش قرمزی ـ و لک زده بودم برای بقیه اش.و اما نامهای پیشنـهادی : ورقبازنده casino my heart شاه بی خزینه ـ من همین بازیمه ـ حکم زندگی ـ بک گراند ـ سنگی به سینه ـ سنگ صبور ـ بی خزینه ام ـ نشسته بر دل ـ برگ رد ـ چشمت که حلقه ی بلاست.
نا مادری
بهشت را
بیرون کشیده ای از زیر پاهایت
و چسبانده ای روی اندامت
*
آزادی
بهار
به سنگ تاریخ تولد
مزایده برای تو مناقصه برای من
*
- شیرم را حلالت نمی کنم! -
برای شیردانی دست خورده
و شیری تاریخ مصرف گذشته
*
- الهی که خیر ببینی! -
با لبانی پر از خالی استجابت
که بسیار چشیده بودنداش
*
برای بهشتی شدن
سنگین است پاهایت
بهشت دمپایی نیست
