به ياري خــــــدا هر آنچه را كه به ديده زيباست ساخته ايم
(خشايار شا)

شعــرلاخ

سلام رفیقانم. سپاسگزارم از این که آمدید و خواندید و بر این غزلواره بنا به بضاعت من و سلیقه ی خود نامی نهادید حتی آن عزیز ذوجنسیتینی که نوشت ـ اسمشو بذار عمه قزی دور کلاش قرمزی ـ و لک زده بودم برای بقیه اش.و اما نامهای پیشنـهادی : ورقبازنده casino my heart شاه بی خزینه ـ من همین بازیمه ـ حکم زندگی ـ بک گراند ـ سنگی به سینه ـ سنگ صبور ـ بی خزینه ام ـ نشسته بر دل ـ برگ رد ـ چشمت که حلقه ی بلاست.

نا مادری

بهشت را

بیرون کشیده ای از زیر پاهایت

و چسبانده ای روی اندامت

*
آزادی

بهار

به سنگ تاریخ تولد

مزایده برای تو مناقصه برای من

*

- شیرم را حلالت نمی کنم! -

برای شیردانی دست خورده

و شیری تاریخ مصرف گذشته

*

- الهی که خیر ببینی! -

با لبانی پر از خالی استجابت

که بسیار چشیده بودنداش

*

برای بهشتی شدن

سنگین است پاهایت

بهشت دمپایی نیست

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد ۱۳۸۶ساعت 12:47  توسط ناصـــــر صـــــارمی  |