به ياري خــــــدا هر آنچه را كه به ديده زيباست ساخته ايم
(خشايار شا)

شعــرلاخ

ترانه و ترانه سرایی در ایران

ناصر صارمی

شاید نخستین ترانه‌های جهان هستی اصواتی بوده اند که از حنجره طبیعت جاری شده اند. مانند باد - از همه نوعش ، طوفان یا نسیم - رعد و برق ، آتشفشان ، باران ، موج و ...

اینها آهنگ نیستند بلکه ترانه‌اند که با لحنی جهانی ادا می شوند، چرا که هرگز دو ترانه توسط دو شخص نمی تواند به طور یکسان اجرا شود اما سازها را آدمهای مختلف می توانند همسان بنوازند و صداهای طبیعی هم علیرغم آنچه که ما در ظاهر می شنویم، صد در صد از ترکیب نت متفاوت برخوردارند .

تاریخ ترانه و ترانه سرایی در ایران بی تردید برمی گردد به پیش از تاریخ مدوّن ، البته ما هم بنا نداریم به تاریخ آن بپردازیم بلکه گذری اگر چه موجز خواهیم داشت بر آنچه به ترانه سرایی در ایران در روزگار معاصر رفته است .

ما نمی‌دانیم چه کسی و کِی، اولین ترانه را سرود. همین‌ اندازه دانسته‌ایم که ترانه سرایی ایرانی، مربوط به متون دوره‌ی ساسانی، با عنوان خسروانی‌ها و منسوب به باربد، نوازنده‌ی دربار خسرو پرویز است.
ترانه از مقوله گفتاری است و در طول تاریخ می توانسته در یک آن و بدون درنگ و سانسور روی سبیل ظل‌السلطان ها پا بگذارد بنابر همین ، چه بسیار ترانه ها که در حنجره ها قفل شده و در سینه ها محبوس مانده اند .

هر ترانه گونه ای از شعر است اما هر شعری نمی تواند ترانه بشود هر چند که امروزه در ایران از هر سروده ای مخصوصاً شعرای درگذشته که دیگر نمی توانند سر از خاک برآورند و مدعی حق و حقوق خویش بشوند و احتمالاً راضی هم نیستند شعرشان ترانه شود استفاده می شود. رسیدن به درکی درست از تمایز شعر و ترانه، موضوغ مهمی است.

یکی از دلایل عمده ناپایداری ترانه های امروز ضعف حسی و کالبدی شعر است و دست و پا زدن بسیاری از خوانندگان برای بازخوانی و شکافتن قبرستانهای کهنه به خاطر همین هست که ترانه ها دیگر شاخصه های لازم را برای جذب مخاطب ندارند و با اقبال ، روبرو نمی شوند و چه بسیار خوانندگان که از این رهگذر می آیند و گذرا طرفی می بندند که نهایتاً به تخریب موقعیت هنری اشان می انجامد .

شاعری که هنوز نام ادوات موسیقی را نمی داند و ریتم و هارمونی در موسیقی را نفهمیده و با این هنر حتی به طور عام آشنایی اندکی ندارد نباید به ترانه شدن شعرش راضی شود. اهمیت تلفیق شعر و آهنگ را نباید از خاطر برد. این تلفیق را ترانه سرا و آهنگساز و خواننده باید توأم انجام دهند .

من تأثیر عمیق شعر نو در ترانه سرایی ایرانی را با حضور نیما، خیلی جدی نمی گیرم، زیرا هیچ شاهد و مثالی برای تین تأثیر نداریم، هر چند اثرگذاری شگرف نوآوران در سروده های بعد از ایشان را نباید از خاطر برد. کارهای ناپخته ی بسیاری از خوانندگان که ما فی الحال از آنها نام نمی بریم، همانهایی بودند که شتابزده از آثار نیما و اخوان و ... دیگران گرفتند و خواندند . البته شاید یکی دو مورد استثنا وجود داشته باشد . یکی از دلایل توفیق محمد رضا شجریان در ارائه آثار خوب، در محدوده ی کار خویش، دقت بسیار و باریک بینی او در گزینش شعر است و آدمهای استخوان ترکانده ای از قبیل حسین دهلوی چقدر به حساسیت شعر و ادای آن اشاره دارند.

دوم این که موج گرایش به ترانه های نو، بعد از آهنگسازی نوین رخ داد و رسوخ گویش محاورهای هم خودش تحولی بود . از خوانندگان این مسیر می توان عماد رام - ویگن - فرهاد - فروغی – نوری – گلپایگانی – ایرج – نادر گلچین – کوروش یغمایی و ... را نام برد. گاه از فروغ، اخوان، نیما، شاملو، شفیعی کدکنی، فریدون مشیری و .... سروده هایی ترانه شدند که هیچگاه، جایگاه ترانه را نیافتند، اما شاعرانی که در روزگار خود، با اهل موسیقی، معاشرت داشته‌اند یا آشنا به موسیقی بوده‌اند، موفق به خلق اثار خوبی شده‌اند. مانند: امیر جاهد – حسن صدر سالک – تورج نگهبان – بیژن ترقی – معینی کرمانشاهی – اسماعیل نواب صفا – رهی معیری – ابوالحسن وزیری - بامداد جویباری – محمد علی شیرازی ـ هوشنگ ابتهاج – شهیار قنبری – جنتی عطایی – لیلا کسری (هدیه) –هما میرافشار ـــ اردلان سرافزار – سعید دبیری ــ بیژن سمندر – مسعود امینی ـ ژاکلین و بعدها مسعود فردمنش، حسین منزوی و یغما گلرویی

هرچند که بی اغراق سزاوار است که برای چند نفر حساب دیگری باز شود. بسا که در تذکره ی ترانه سرایان ایران از شاعران شعر کلاسیک چون شهریار و برخی دیگر متأخرین نام برده شده که بهتر است این عزیزان فقط در کسوت شاعری نام داشته باشند .

این روزها در تیتراژ سریال ها و فیلم های سینمایی هر کس توانسته به صرف قبول خاطر خویش شعرگونه ای بسراید و ترانه‌اش کند و خودش هم بخواند. اصلاً شعر ترانه از حیث بدنه تنوع بیشتری را می طلبد حتی اگر روایتی را بیان کند مثل ترانه های اجرا شده توسط سیاوش قمیشی که در عین یکدست بودن مضمون اما در بیان ، فراز و فرودهای به جا و بسیار دقیقی را می طلبد .

گنجاندن مضامین اجتماعی و تصویر سازی در شعر ترانه اگر بخواهد خوب جا بیفتد کار دشواری است . شعر کلاسیک ، وزن یکدست دارد و دشوار است که بتواند دگرگونی های روحی که وظیفه ی موسیقی است در آدمی برقرار کند مگر گاهی اوقات در سرودهای آیینی و مقامی. معمولا مثله کردن شعر هم راه به جایی نمی برد. هر چند نوازندگان و خوانندگان به طور اعم شاعر نیستند مگر تعداد انگشت شماری و همین تعداد انگشت شمار گهگاه ترانه ای گفته اند نافذ و ماندگار .

از سال 77 که گروه های پاپ داخل کشور برای عرض حضور مجال یافتند ، خوانندگان و نوازندگان قابلی پا به میدان گذاشتند اما بعد از ارائه یک کاست دو اتفاق افتاد یا برای همیشه بند رفتند و یا عجولانه به ثبت و ضبط آثار متعدد و بی مایه دیگر اقدام کردند و غالباً هم شاعر از آب درآمدند و هم آهنگساز و هم خواننده . حتی این موج ، چند تن از کلاسیک خوانان را با خود برد .

شرایط سیاسی و اجتماعی را نباید از نظر دور داشت و این که این عوامل چقدر می توانند در اوج و حضیض یک هنر نقش ایفا کنند که علی الحساب بدان نمی پردازیم . چه بسیار حرف ها که در آشفته بازار ترانه سرایی ایران پا گرفتند و چه بسیار لعل که در دل ، موج خون فشان ها دارند .

ترانه سرایی در ایران می تواند دوباره جان بگیرد اگر وسعت دید و حساسیت و صداقت خوانندگان و تهیه کنندگان را همراه داشته باشد . موسیقی ایرانی یک موسیقی حسی است و ما نباید فراموش کنیم که در عین داشتن حس شرقی ، پاپ ، جاز ، راک و ... همه ی نوآوری های دنیا را باید با اندیشه و تأمل استقبال کنیم و تا آن جا که به تلطیف روح ما کمک می کند و با فرهنگ شخصی ما هم آوایی دارد بپذیریم و خواهان آن باشیم. بازگرد مداوم به گذشته، تکرار ، بازنویسی و باز خوانی توسط افراد متعدد، پذیرش ناآگاهانه ی آثار زودگیر و زودمیر، تعصب بر دوره و یا فرد و از همه مهم تر ، دست بالا گرفتن شعرترانه بر آهنگ از جمله موارد نامطلوب و تاثیرگذار بر روزگار بد ترانه در ایران هستند.

ویژگی ترانه های ماندگار

1 – هم خوانی با صدای خواننده

2 – سادگی بیان در عین خیال انگیزی

3 – همخوانی با ملودی و سرعت آهنگ

4 – تنوع و رنگ آمیزی در میزانها

5 – گزینش دقیق و درج درست ترجیع بندها

6 – ارتباط قوی طولی

7 – تازگی کلمات و عبارات شعر ترانه

8 – تنوع در وزن

9ــ آهنگسازی و تنظیم دقیق و حرفه ای

منابع : ------------------------------------------------------------

- سرگذشت موسیقی ایران – روح الله خالقی

- نقد و بررسی موسیقی ملی – اقلیما پرتو

- پیوند موسیقی و شعر – حسین دهلوی

- نفایس الفنون فی عرایص العیون – محمد آملی

- برگی از باغ – ناصر مجرد

- مردان موسیقی – حبیب الله نصیری فرد

- چهره های موسیقی ایران – شاپور بهروزی

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم آبان ۱۳۸۶ساعت 14:19  توسط ناصـــــر صـــــارمی  | 

everybody carries his cross

هر کس صليبش را خودش حمل مي کند

خدا با ما چه خواهد کرد بعد از آن گناهي که
سر از ما زد_دو ديوانه _به تحريک نگاهي که
شروعي داشت طوفاني و پاياني که مي داني
چه خواهد کرد در پايان گنگ اين دو راهي که ...

خدا با ما چه خواهد کرد ؟بامن نه فقط با تو
به جرم دزدي دل در حضور دادگاهي که
نمي پرسند از نامت و مي ريزند در کامت
شرنگي را که آوردي به دست عشق خواهي که...


وصاحبدل خودش راضي است قاضي از چه ناراضي؟!
و مختومه است پرونده به تأييد گواهي که
دلش زنداني چشمي است از جنس همين زندان
که ما را تا ابـد برده به تهمت هاي واهي که ...

خدا با ما چه خواهد کرد ؟با تو نه. فقط بامن !
به جرم ضبط غير عمد چشمان سياهي که ...

صليبت را مهيا کن به دست خويش بنشانش
به کوهي تا همه بينند اجر اشتباهي که
سر از ما زد دو ديوانه به تحريک نگاه تو
خدا با ما چه خواهد کرد بعد از آن گناهي که! ناصر صارمی

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان ۱۳۸۶ساعت 19:14  توسط ناصـــــر صـــــارمی  |