آقای سَـچِِِ دراز دست
پاره اي وقتا فکر مي کنم که بهتره هيچ وقت آروم نگيرم
هـــــــــي برم و برم
تا يه صبح قشنگ.
مي خوام برسم اون بالا بالاها تا يه سبد ستاره بچينم
بعدش با اين لنگاي لاغر و سياه و درازم شلنگ تخته راه برم
و سه تا مشت گره کرده ي آبدار به طرف آسمون پرتاب کنم
و يه نيگا به اون بالا کنم و به خدا بگم:
بگير که اومد!
To Satch
Sometimes I feel like I will never stop
Just go forever
Till one fine morning
I'll reach up and grab me a handful of stars
And swing out my long lean leg
And whip three hot strikes burning down the
heavens
And look over at God and say
?How about that
Samuel Allen -b.1917
ترجمه به فارسی :ناصــر صــارمی
