دو شعر و دو ترجمه:
(تصنیف صبح) شعری از سارا تیزدیل
سپیده دم، الماس نشان
خیلی زودتر از همیشه، بیدارم کرد
سحر، ستاره ها را درنوردیده بود
و ماهِ مدهوش را ترک کرده بود
آه، ای ماه سپید، تو نیز تنهایی!
و این درد مشترکی است بین ما
اما [غم مخور] از دنیا برای ما همین سرگردانی، می ماند
آزادی، فقط برازنده ی آدمهای تنهاست.
ترجمه بفارسی: ناصر صارمی
(برداشت و نقل از ترجمه های این صفحه، لطفاً با ذکر منبع باشد )
Morning Song
by: Sara Teasdale
-----
باغ بهشت
در بهشت، بانویی را سرگردان می بینم
به زیبایی گلهای یک صبح بهاری
[حوّا]
که در نخستین لحظه زندگی اش
همسر می شود،
معنی اش این است که پیش از تولد
به خاک سپرده شده.
ترجمه بفارسی: ناصـر صـارمی
IN THE GARDEN
In the garden there strayed
a beautiful maid
As fair as the flowers of the morn
The first hour of her life
She was made a man’s wife
.And was buried before she was born
(Anonymous)
