A White Rose
(1844 1890)By: John Boyle O,Reilly
یک رز سفید
گل سرخ، آرزوهایش را نجوا می کند
و گل سفید، عشق را نفس می کشد
آه که گل سرخ، بازِ شکاری است
و گل سفید، یک فاخته است
اما من
برای تو یک غنچه ی رُز کِرِم رنگ فرستادم
با هاله ی سرخی بر بالای گلبرگش
به نشانه ی عشقی که خالص ترین و مطبوع ترین است.
ترجمه بفارسی: ناصــر صــارمی
شعر بی نام
شاعر قوای شاعره اش را جواب کرد
روزی که شعر آخر خود را به قاب کرد
آنجا که گفت یائسگی یک حقیقت است
حتماً افول شاعری اش را خطاب کرد
شاعر که روزگار مدیدی خودش نبود
خود را بهانه کرده و پا در رکاب کرد
شاعر دو سال از در و دیوار هم گریخت
شاید کمی به روز فرارش شتاب کرد
حتی شعور شاعری اش هم حراج شد
حتی نظام قافیه ها را خراب کرد
یک شب کنار مصرع آخر لمیده بود
شوری درون ساکت او انقلاب کرد
مثل تمام شاعرکان، هر دو راه را
او از میان بدتر و بد انتخاب کرد
وقتی تمام زندگی اش را قمار دید
شاعر نشست و میز تو را هم حساب کرد.
