به ياري خــــــدا هر آنچه را كه به ديده زيباست ساخته ايم
(خشايار شا)

شعــرلاخ

با شادباش نوروز برگردان به فارسی: ناصر صارمی

برای نخستین پست بهاری ، شعری از رابرت فرنسیس امریکایی ترجمه کرده ام. آغاز خوبی است نه؟

تــــــــــازی

زندگی ، این سگ شکاری

دو رنگ

مِی آید به مرز من ، تا

یا پاچه ام را بگیرد

یا دوستم باشد

قصدش را نمی دانم

زمانی که جهیده است

بر دستهای عریان من

که بلیسد و یا گاز بگیرد

می مانم در این رهگذر

به تماشای رخدادهای زندگی. ترجمه بفارسی:

ناصر صارمی THE HOUND

Life the hound

Equivaocal

Comes at a bound

Either to rend me

Or to be friend me

I cannot tell

The hound's intent

Till he has sprung

At my bare hand

With teeth or tongue

Meanwhile I stand

And wait the event.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین ۱۳۸۷ساعت 1:26  توسط ناصـــــر صـــــارمی  |