با شادباش نوروز برگردان به فارسی: ناصر صارمی
برای نخستین پست بهاری ، شعری از رابرت فرنسیس امریکایی ترجمه کرده ام. آغاز خوبی است نه؟
تــــــــــازی
زندگی ، این سگ شکاری
دو رنگ
مِی آید به مرز من ، تا
یا پاچه ام را بگیرد
یا دوستم باشد
قصدش را نمی دانم
زمانی که جهیده است
بر دستهای عریان من
که بلیسد و یا گاز بگیرد
می مانم در این رهگذر
به تماشای رخدادهای زندگی. ترجمه بفارسی:
ناصر صارمی THE HOUND
Life the hound
Equivaocal
Comes at a bound
Either to rend me
Or to be friend me
I cannot tell
The hound's intent
Till he has sprung
At my bare hand
With teeth or tongue
Meanwhile I stand
And wait the event.
